دیشب آخرش دعوامون شد :

از ظهر که خوابیده بودم هی اومد بالای سر من و هی چرخ زدو

هی زیر لب چیزی گفت که من نفهمیدم  چندبار با دستام اونو

از خودم دورش کردم ولی مگه ول کن بود .توجه نکردم حتی یکبار

دستم رو گاز گرفت چیزی نگفتم ...سر شب بازداشتم تلویزیون

میدیدم که اومد و اعصابم رو خرد کرد ساعت 10زدم بیرون نکنه از

دستش خلاص بشم بعد اومدم خونه اول دو روبرم نیومد ولی وقتی

ساعت 1 رفتم بخوابم باز اومدبالای سرم وشروع کرد به مانور دادن و

سر و صدا  هی تو دل خودم لا اله الا الله گفتم سرم رو زیر روکش

کردم و بهش کم توجهی کردم نکنه دست از سرم برداره ولی کو

گوش شنوا منم دیگه طاقت نیاوردم و بلندشدم و با حشره کش

زدم داغونش کردم این پشه لعنتی رو و تاصبح راحت گرفتم خوابیدم